تبليغاتX
.::وداع پسران انتظار::.
.::سهیل::ایمان::محمد::.

ای دو چشمت سبزه زاران

گریه ات اشک بهاران

میروم غمگین و نالان بهر من اشکی میفشان

ای سراپا مهربانی

ای نگاهت آسمانی

در دل نامهربانم

شوق ماندن مینشانی

ترسم آخر در کنارم خسته و آزرده گردی

با همه خوبی و پاکی در خزان پژمرده گردی

میروم تا نشنوم آواز باران دو چشمت

میروم چون می هراسم شعله ای افسرده گردی

ای که در خوبی و پاکی چلچراغ آسمانی

 قلب سردم را چه بیحاصل به سویت می کشانی

عاشق و چشم انتظاری پاک و روشن چون بهاری

هر چه گفتم باورت شد حیف از احساسی که داری

چشمه ای خشک و سیاهم خسته ای گم کرده راهم

بگذر از من چون که دیگر زشت و سر تا پا گناهم

 

ای که در خوبی و پاکی چلچراغ آسمانی

 قلب سردم را چه بیحاصل به سویت می کشانی

قصه تلخ مرا کاش از نگاهم خوانده بودی

من گنهکارم تو خوب و مهربانی

مهربانی

مهربان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 18:21  توسط پسران انتظار  |